آیا شانس فقط یک اتفاق تصادفی است؟
حتماً برای شما هم پیش آمده که احساس کنید بعضیها در زندگیشان مدام «شانس» میآورند، در حالی که شما هر کاری میکنید، گویی بخت با شما یار نیست. این یک سوگیری ادراکی رایج است. وقتی به دیگران نگاه میکنیم، بیشتر بر نتایج موفقیتآمیزشان تمرکز داریم، نه بر تلاشها، شکستها و سختیهایی که برای رسیدن به آن کشیدهاند. اما در مورد خودمان، فقط از رنجها و تقلاهایمان آگاهیم و موفقیتهایی که ممکن است برای دیگران آشکار باشند را نادیده میگیریم.
این دیدگاه، مفهوم «شانس» را به یک نیروی مرموز و خارج از کنترل تبدیل میکند؛ باوری که میگوید برخی افراد از قوانین احتمالات سرپیچی میکنند و به شکلی غیرمنطقی خوشاقبالاند.
شانس واقعی چیست و چطور آن را بسازیم؟
حقیقت این است که در طول زندگی، همه ما هم فرصتها و هم چالشها را به میزان کافی تجربه میکنیم. شاید کسی در اوایل زندگیاش در شرایطی ایدهآل به دنیا بیاید و بعداً با مشکلات غیرمنتظرهای روبرو شود، یا برعکس، کسی در شرایط سخت آغاز کند اما با گذر زمان، فرصتهای بزرگی زندگیاش را متحول کنند. گاهی هم بله، شانس واقعاً یک اتفاق کاملاً تصادفی است.
اما نکته اینجاست که ما میتوانیم تا حدی روی «شانس» خود کنترل داشته باشیم. شاید نتوانیم مستقیماً بر فرصتهای بزرگ و غیرمنتظره (مثل پیدا شدن نفت در زمینمان!) تأثیر بگذاریم، اما میتوانیم به طور غیرمستقیم بر تعداد فرصتهایی که پیش میآیند و همچنین بر سرعت و جدیت ما در استفاده از آنها اثر بگذاریم.
تحقیقات نشان میدهد که افراد «خوششانس» ویژگیها و رفتارهای مشترکی دارند که باعث میشود آنها به طور متوسط با فرصتهای بسیار بیشتری روبرو شوند. به عبارت دیگر، شما میتوانید خودتان را برای خوششانس بودن «تربیت» کنید.
۱. پروانه اجتماعی باشید: ارتباطات، کلید طلایی
روانشناسی به نام ریچارد وایزمن، که در زمینه مفهوم شانس تحقیق کرده است، در کتاب خود با عنوان «عامل شانس» (The Luck Factor) به این نتیجه رسید که بهترین پیشبینیکننده تعداد «شانسهای خوب» در زندگی یک فرد، میزان ارتباطات اجتماعی و تعامل او با اطرافیانش است. افراد خوششانس از برقراری ارتباط با دیگران لذت میبرند و در این زمینه راحت هستند.
وایزمن مشاهده کرد که در موقعیتهای اجتماعی جدید، افراد «بدشانس» تمایل داشتند با کسانی صحبت کنند که از قبل میشناختند یا بیشتر شبیه خودشان بودند. در مقابل، افراد «خوششانس» با طیف وسیعی از افراد، به طور مساوی و بدون پیشداوری، ارتباط برقرار میکردند.
بسیاری از فرصتهای زندگی به طور مرموزی از آسمان نمیافتند. آنها از طریق شبکههای ارتباطی ما، از طریق آشناییها و افرادی که به طور تصادفی با آنها برخورد میکنیم، به دست میآیند. یک شغل جدید، یک ایده کسبوکار، یک همکاری هیجانانگیز، یا حتی یک دوست خوب که مسیر زندگیتان را عوض میکند، اغلب از دل همین تعاملات اجتماعی بیرون میآید.
وایزمن در کتابش میگوید: «من کشف کردم که در زمان و مکان مناسب بودن، در واقع به معنای داشتن ذهنیت مناسب است... افراد خوششانس با تعامل با تعداد زیادی از مردم، شانس برخوردها یا تجربیات تصادفی خود را افزایش میدهند. و این کاملاً منطقی است: فرصتهای اتفاقی یک بازی اعداد هستند. هرچه افراد و دیدگاههای بیشتری در دایره مرجع شما باشند، احتمال ترکیب شدن بینشها و فرصتهای خوب بیشتر میشود.»
پس اگر میخواهید شانس بیشتری در زندگی داشته باشید، از منطقه امن خود خارج شوید، با افراد جدید ملاقات کنید، به حرفهایشان گوش دهید و ارتباطات معنادار بسازید. هر گفتگویی میتواند دریچهای به یک فرصت جدید باشد.
