شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان نوجوانان: آیا واقعاً عامل اصلی افسردگی‌اند؟

پیکاسولند · · 5 دقیقه مطالعه

آیا شبکه‌های اجتماعی واقعاً نوجوانان را افسرده می‌کنند؟ این مقاله با مقایسه با وحشت اخلاقی دوران دوچرخه، به بررسی دقیق‌تر ارتباط بین شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان…

شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان نوجوانان: آیا واقعاً عامل اصلی افسردگی‌اند؟

در دنیای پرشتاب امروز، بحث درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر سلامت روان نوجوانان، همواره داغ و پرچالش بوده است. بسیاری از والدین، معلمان و حتی برخی متخصصان، شبکه‌های اجتماعی را عامل اصلی افزایش افسردگی و اضطراب در میان جوانان می‌دانند. اما آیا این باور رایج، ریشه‌ای محکم در واقعیت دارد؟ یا شاید، مانند بسیاری از وحشت‌های اخلاقی تاریخی پیرامون فناوری‌های جدید، این نگرانی‌ها نیز بیش از حد بزرگنمایی شده‌اند؟

وحشت اخلاقی از فناوری: درس‌هایی از گذشته

برای درک بهتر این پدیده، بد نیست نگاهی به تاریخ بیندازیم. چه چیزی بین دوچرخه و شبکه‌های اجتماعی مشترک است؟ هر دو فناوری، مدت کوتاهی پس از ظهور، موجی از وحشت اخلاقی بی‌اساس را به همراه داشتند.

در قرن نوزدهم، زمانی که دوچرخه وارد صحنه زندگی ویکتوریایی شد، انقلابی بزرگ محسوب می‌شد. این وسیله نقلیه جدید، امکان سفر سریع‌تر و دورتر را فراهم می‌کرد و بسیار ارزان‌تر از اسب بود. به سرعت، دوچرخه در میان گروهی که گزینه‌های حمل‌ونقل محدودی داشتند، یعنی زنان، محبوبیت یافت. تا پیش از آن، زنان برای جابه‌جایی معمولاً به مردان خانواده و کالسکه وابسته بودند. اما با دوچرخه، استقلال بی‌سابقه‌ای به دست آوردند.

باورنکردنی است، اما این آزادی جدید با واکنش‌های منفی شدیدی مواجه شد. به جای جشن گرفتن این پیشرفت، مقامات و به اصطلاح "متخصصان پزشکی" وقت، خطرات وحشتناکی را برای دوچرخه متصور شدند:

  • گفته می‌شد دوچرخه راه رفتن زنان را تغییر داده و آن را "ناخوشایند" و "پرتکان" می‌کند.
  • زنان دچار "چهره دوچرخه‌ای" (Bicycle Face) می‌شدند؛ عارضه‌ای دائمی ناشی از قرار گرفتن در معرض هوا با سرعت‌های "فراانسانی"!
  • بدن ظریف زنان از فشار دوچرخه‌سواری آسیب می‌دید و منجر به آپاندیسیت، ناباروری و حتی روان‌پریشی می‌شد!

امروزه این ایده‌ها مضحک به نظر می‌رسند، اما در آن زمان، ترس‌های گسترده‌ای بودند که توسط افراد سودجو برای کنترل و وابسته نگه داشتن زنان تقویت می‌شدند.

شبکه‌های اجتماعی: دوچرخه جدید دوران ما؟

حدود ۱۲۵ سال به جلو می‌آییم. بسیاری از باورهای رایج امروز درباره فناوری‌های مدرن، بازتابی از همان وحشت اخلاقی ویکتوریایی درباره دوچرخه است. مثلاً، تقریباً هر والدی "می‌داند" که شبکه‌های اجتماعی برای سلامت روان نوجوانان وحشتناک هستند. اما آیا واقعاً چنین است؟

در سال ۲۰۱۷، مقاله‌ای با عنوان «آیا تلفن‌های هوشمند یک نسل را نابود کرده‌اند؟» منتشر شد که ادعاهای ترسناکی مطرح می‌کرد، از جمله اینکه نوجوانانی که سه ساعت یا بیشتر در روز از دستگاه‌های الکترونیکی استفاده می‌کنند، ۳۵ درصد بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. این مقاله به سرعت وایرال شد و نگرانی‌های عمومی را تشدید کرد.

اما اگر به داده‌های خام نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که تأثیر استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی بر مشکلات سلامت روان نوجوانان، در واقع بسیار ناچیز است؛ به قدری ناچیز که تقریباً بی‌اهمیت تلقی می‌شود. برخی مطالعات حتی این تأثیر را با تأثیر خوردن سیب‌زمینی مقایسه کرده‌اند! مگر اینکه قرار باشد سیب‌زمینی‌ها هم «نسلی را نابود کنند»، وحشت از شبکه‌های اجتماعی شاید بی‌مورد باشد.

یافته‌های شگفت‌انگیز از دوران قرنطینه

یکی از مهم‌ترین یافته‌ها در این زمینه، از دوران قرنطینه و همه‌گیری کووید-۱۹ به دست آمده است. برخلاف پیش‌بینی‌ها، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که نوجوانان در طول قرنطینه، به‌ویژه در طول سال تحصیلی، عملکرد ذهنی و روانی بهتری داشتند. نرخ افسردگی و تنهایی به طور چشمگیری کاهش یافت.

به عنوان مثال، در حالی که ۲۷ درصد از نوجوانان در سال ۲۰۱۸ افسرده بودند، این رقم در سال ۲۰۲۰ (در طول سال تحصیلی) به ۱۷ درصد و در خارج از سال تحصیلی به ۲۰ درصد رسید. این بهبود قابل توجهی است، به‌ویژه وقتی بدانیم بزرگسالان در همین دوره، سه برابر بیشتر از نوجوانان دچار پریشانی روانی، اضطراب یا افسردگی شده بودند.

آیا این بهبود به دلیل کاهش استفاده از شبکه‌های اجتماعی بود؟ خیر. نوجوانان تقریباً همان مقدار زمانی را که قبل از قرنطینه صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کردند، در این دوره نیز صرف کردند. در واقع، میانگین زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی فقط حدود ۱۵ دقیقه در روز کاهش یافته بود و این زمان با فعالیت‌های دیگر روی صفحه نمایش، مانند تماشای تلویزیون، جایگزین شده بود.

نتیجه‌گیری: نگاهی متعادل‌تر به فناوری

این یافته‌ها نشان می‌دهند که شاید شبکه‌های اجتماعی، آن «غول بی‌شاخ و دم» که بسیاری تصور می‌کنند، نباشند. در حالی که استفاده متعادل از هر فناوری مهم است، نباید در دام وحشت‌های اخلاقی بی‌اساس بیفتیم. عوامل دیگری مانند کیفیت روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، فعالیت‌های بدنی و حتی ساختار زمانی روزمره (که در قرنطینه تغییر کرد) ممکن است تأثیر بسیار پررنگ‌تری بر سلامت روان نوجوانان داشته باشند.

به جای تمرکز صرف بر شبکه‌های اجتماعی به عنوان مقصر اصلی، شاید بهتر باشد به دنبال درک عمیق‌تر و جامع‌تری از پیچیدگی‌های سلامت روان نوجوانان باشیم و راه‌حل‌های چندجانبه‌ای را ارائه دهیم که فراتر از ممنوعیت یا محدودیت‌های ساده فناوری هستند.

باورهای ما درباره فناوری‌ها، اغلب تحت تأثیر ترس‌های ناخودآگاه و تعصبات فرهنگی قرار می‌گیرند.