نیایش به خدای عشق و باور!

·

<p>امروز، در این لحظه‌ی مقدس، دست در دستانِ گرم تو میگذارم، زیرا دلخوشم به نورِ ذاتت که چهلچراغِ راهِ من در کوره راههای زندگیست...</p>
<p>من به خودِ قدیم پشت کرده‌ام، تا در آغوشِ تو باشم، در این هجرتِ دل، جز تو پناهی نیست.</p>
<p>ای رازِ نهان در خلوتِ قلب‌ها!</p>
<p>شعله‌ای در دلهایمان بیفروز تا نه گرمای روزگار ما را از خود بیخود کند و نه سرمای دورانِ سختِ زندگی، ما را ناسپاس کند.</p>
<p>بگذار هر گامم زبانی باشد برای نیایش، هر نفس ترانه‌ای برای تو، که تویی جانِ جانان .... به من بیاموز که در سکوت، صدای بیکرانِ وجودت را بشنوم و در خلوتم، به وصالت برسم.</p>
<p>ای آنکه هر تاریکی را به نور تبدیل میکنی!</p>
<p>پیشاپیش سپاسگزارم که در معبرهای کدر و مبهم‌ یارم هستی و من رها از همه‌ی بندها و در بیکرانِ بی‌پایانِ تو غوطه‌ورم و خود را باز می یابم... لحظه ای رهایم نکن ...</p>